تبليغاتX
دفاع مقدس و فرهنگ ايثار و شهادت
پيام وبلاگ
ایران به مانند قالی گلگون و زیبایی است كه طرح و نقش قالی را دلاور مردان و شهدای گلگون كفن نگاشتند و تار و پودش را تك تك زنان و مردان وفادار به خون این عزیزان ، آن را بافتند.

...........^^^...........^^^............
لوگو مسابقه
پايگاه ها
خدمات وبلاگ

امکانات مذهبي


جستجو در وبلاگ


ارتباط با ما

:: هر روز ، از ساعت 20 الي 22

نواي وبلاگ

طراح قالب

طراح قالب : حمید رضا علیپور
موضوعات مطالب
آرشيو مطالب
دانلود هاي شهيد
لوگوي وبلاگ


برکات زيارت شهدا

شهدا امامزادگان عشقند كه مزارشان زيارتگاه اهل يقين است ...اين زمينِ شرحه شرحه هنوز منتظر است تا جسم پرستوهاي آسمان شهادت را در آغوش بگيرد.«ياران شتاب كنيد كه زمين نه جاي ماندن، كه گذرگاه است»

از شهيدان مانده تنها جامه اي *نام وامضاء و وصيت نامه اي*گر وصيت نامه ها راخوانده ايم*پس چرا بين دو راهي مانده ايم؟

خبرنامه

براي دريافت ايميل هاي جذاب از وبلاگ شهيد 110 در خبرنامه عضو شويد





Powered by WebGozar

نظر سنجي

در نظرسنجي وبلاگ شركت كنيد

آمار بازديد

آمار عاشقان شهادت

بنر حمايتي
پيام مديريت وبلاگ : با سلام و عرض ادب خدمت تمامي بازديد کنندگان عزيز و ارجمند.

اين وبلاگ در تاريخ 29/12/1387افتتاح شود و براي توسعه فرهنگ ايثار و شهادت فعاليت خود را انجام مي دهد .

اين وبلاگ براي دفاع مقدس و فرهنگ ايثار و شهادت راه اندازي شده است ...

عكس شهدا

 

 فايلهاي آماده گرافيکي شهدا 

 تصاوير گرافيکي شهدا 

نوع مطلب : :: عكس شهدا ::
نوشته شده در هفدهم آبان 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
نواهاي جبهه
 

 

 نواي جبهه 1 

 نواي جبهه 2 

نوع مطلب : :: نوای جبهه ::
نوشته شده در هفدهم آبان 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
مقالات شهدا
وصيت نامه شهدا
خاطرات شهدا
شعر شهدا
قطعه ادبي
 

 

 قطعه ادبي 1 

 قطعه ادبی 2 

 قطعه ادبي 3 

 قطعه ادبي 4 

 قطعه ادبي 5 

 قطعه ادبي 6 

 قطعه ادبي 7 

  

نوع مطلب : :: قطعه ادبي ::
نوشته شده در هفدهم آبان 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
زندگینامه شهیدان
فرازی از وصیت نامه یکی از شهدا...
 

فرازهایی از دل نوشته هایشهدا

 

دل نوشته ها :: شهيد 110

فرازی از وصیت نامه یکی از شهدا...
متن قشنگیه اما اگه حوصله و وقت خوندن تمام متن رو ندارید حداقل قسمت آخر ( اما شهادت چیست؟)  رو بخونید.

اینجانب ناصرالدین باغانی بنده حقیر درگاه خداوندی ام. چند جمله ای را به رسم وصیت می نگارم. سخنم را درباره ی عشق آغاز میکنم.
مارا به جرم عشق مواخذه می کنند گویا نمی دانند که عشق گناه ما نیست. اما کدام عشق؟ خداوندا! معبودا! عاشقا! مرا که آفریدی عشق پستان مادر را به من یاد دادی اما بزرگتر شدم و دیگر عشق اولیه مرا ارضا نمی کرد پس عشق به پدر و مادر را به من ودیعت نهادی، مدتی گذشت دیگر عشق را آموخته بودم اما به چه چیز عشق ورزیدن را نه . به دنیا عشق ورزیدم.به مال و منال دنیا عشق ورزیدم. به مدرسه عشق ورزیدم. به دانشگاه عشق ورزیدم اما همه اینها بعد از مدت کمی جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد یعنی عشق به تو.فهمیدم که لا ینفع مال و لا بنون...فهمیم وقتی شرایط عوض شود یفرالمرء من اخیه و صاحبته و بنیه و امه و ابیه و ... پس به عشق به تو دل بستم ، بعد از مدتی که با تو معاشقه کردم یکباره به خود آمدم و دیدم که من کوچکتر از آنم که عاشق تو شوم و تو بزرگتر از آنی که معشوق من قرار بگیری ، فهمیدم که در این مدت که فکر میکردم عاشق تو هستم اشتباه می کرده ام این تو بودی که عاشق من بوده ای و مرا می کشاندی.
آری تو عاشق من بودی و هر شب مرا بیدار می کردی و به انتظار یک صدا از جانب معشوقت می نشستی اما من بدبخت ناز می کردم و شب خلوت را از دست می دادم و می خوابیدم اما تو دست برنداشتی و اینقدر به این کار ادامه دادی تا بالاخره من گریز پای را به چنگ آوردی و من فکر میکردم که با پای خود آمده ام. وه چه خیال باطلی!!!
اما شهادت چیست؟
شهادت خلوت عاشق و معشوق است. شهادت تفسیر بردار نیست ، ای آنانکه در زندان تن اسیرید به تفسیر شهادت ننشینید که از درک قصه شهادت عاجزید. فقط شهید می تواند شهادت را درک کند. شهید کسی نیست که ناگهان در خون بغلتد و نام شهید را برخود بگیرد.شهید در ان دنیا قبل از اینکه در خون بتپد، شهید است و شما همچنان که شهیدان را در این دنیا نمی توانید بشناسید و بفهمید بعد از وصلشان نیز هرگز نمی توانید درکشان کنید. شهید را شهید درک می کند. اگر شهید باشید، شهید را می شناسید وگرنه آیینه زنگار گرفته چیزی را منعکس نمی کند که نمی کند.
                                                     برخیزید و ....
                                                            فکری به حال خود کنید...

نوع مطلب : :: دلنوشته ها ::
نوشته شده در شانزدهم آبان 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
دست نوشته ای از شهید

 

 

فرازهایی از دل نوشته هایشهدا

 

دل نوشته ها :: شهيد 110

 

دست نوشته ای از شهید


سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان مخلص او..... از اینکه بنده بد و گناهکار خدایم سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم آرزوی مرگ می کنم ولی باز چاره ام نمی شود.
هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم ، جز اینکه دلم را به دو چیز خوش کرده ام: یکی اینکه با این همه گناه، او دوباره مرا به سرزمین پاکی و اخلاص و صفا و محبت بازم گرداند. پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد، هرچند که چشم دلم کور است و نمی بینم و احساسش نمی کنم اگر چنین نبود پس چرا مرا به اینجا آورد؟
دوم اینکه قلبی رئوف و مهربان دارم و با همه بدیهایم بسیار دلسوزم. لحظه ای حاضر به رنجش کسی نمی شوم، حتی رنجش بسیار کوچک و ناچیز، ولی در عوض برای خوشنودی دیگران حاضر به تحمل هرگونه رنجی می شوم. بله! به این دو چیز دل خوش کرده ام.
اگر دوستم داری که مرا به اینجا آورده ای پس به آرزویم که .... برسان.
ای کسانی که این نوشته را می خوانید، اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق ترین بنده ها هم می توانند به خواست او، به بالاترین درجات دست یابند. البته در این امر شکی نیست ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنهکار خدا به آرزویش رسیده است.
حالا که به عینه دیدید، شما را به خدا عاجزانه التماس و استدعا می کنم، بیایید و به خاکش بیفتید و زار زار گریه کنید و امیدوار به بخشایش و کرمش باشید. با او آشتی کنید. زیرا بیش از حد مهربان و بخشنده است. فقط کافی است یکبار از ته دل صدایش کنید. دیگر مال خودتان نیستید و مال او می شوید و دیگر هر چه می کند، او می کند و هر کجا که می برد، او می برد......


شنبه 7/4/65
ساعت 5 بعدازظهر
بنده مخلص و گنهکار، امیر حاجی امینی

 

نوع مطلب : :: دلنوشته ها ::
نوشته شده در شانزدهم آبان 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
از زبان شهید مجتبی علمدار

خوشا آنانکه جانان می‌شناسند

طریق عشق و ایمان می‌شناسند

بسی گفتیم و گفتند ازشهیدان

شهیدان را شهیدان می‌شناسند

 

ما اگر عاشق جبهه بودیم، به خاطر صفای بچه‌هایی بود که لذتهای مادی را فراموش کردند و اکنون ما نیز چون شماییم. وقتی در خون خویش غلطیدیم وچشم از دنیا بستیم، فکر می‌کردیم که دیگر همه چیز تمام شد. اما اینگونه نشد دردهای شما در فراق ما دل ما را بیشتر آتش میزد.
درست است که ما به هر چه میکنید آگاهیم اما این بلای بزرگی بود که ای کاش نصیب ما نمیشد.
وقتی شمااز این و آن طعنه می‌خورید ولاجرم به گوشه‌ی اتاق پناه می‌برید و با عکسهای ما سخن می‌گویید و اشک می‌ریزید، به خدا قسم اینجا کربلا می‌شود و برای هر یک از غمهای دلتاناینجا تمام شهیدان زار میزنند. یاد آن زمانی که در مجالس با یاد ما گریه می‌کنید و بر سر و سینه می‌زنید ما نیز به یاد آن روزها که با هم در فراق وسوگمولایمان سینه می‌زدیم و گریه می‌کردیم همراه با اشک شما، اشک غم می‌ریزیم. خدا می‌داند که ما بیشتر از شما طالب شماییم. برای همین پروردگار عالم هر ازچند گاهی اجازه می‌دهد که با مولایمان امام حسین(علیه السلام) درد و دل کنیم. بچه‌‌ها! آقا امام حسین (علیه السلام) خیلی بزرگوار است. او بهتر از همه شما شلمچه را م‌شناسد. فاطمیه را زیباتر از همه‌ی شما برای ما تعریف میکند وخاطره‌های جبهه را خیلی دوست دارد.هر وقت به پابوسش می‌رویم از ما می‌خواهد برایش خاطره بگوییم. به مجرداینکه بچه‌ها شروع به نغمه‌سرایی می‌کنند چشم‌های آقا مالامال از اشکمی‌شود. سرمبارکشان را به زیر می‌اندازد و دانه‌های اشکش زمین بهشت ومحاسن شریفشان را تر می‌کند. همین دیروز بود که نوبت من بود تا خاطره تعریف کنم. من از غروبهای شلمچه تعریف کردم. از کانال ماهی، از سه راه شهادت، از جاده شهید صفری، سنگرهای خونی، جاده امام رضا وجاده شهید خرازی. هنوز چند دقیقه نگذشته بود که صدای ناله‌های آقا را با همین دو گوش خود شنیدم، آرام و آهسته فرمود: هیچ اصحابی و یاورانی بهتر و با وفاتر از اصحاب خود ندیدم. یکی از بچه‌ها به من گفت: بس است دیگر نگو. که آقا سر اززیر برداشت و آهسته فرمود: بگو، بگو عزیز دلم! آنچه دلت را بیتاب کرده بگو. بچه ها!اینجا بر خلاف دنیای شما خاطره‌های جبهه زیاد مشتاق دارد و همه‌ی اهل بهشت بخصوص آقا مشتاق آن هستند. یک روز به آقا عرض کردم : آقا جان! دوستان ما اکنون در دنیا هستند، بی آنها بر ما سخت می گذرد. آقا در حالی که اشک تمام محاسنش را پر کردهبود، فرمود: آنها بقیه شهدای منند. به جلال خداوند سوگند که در سکرات موت، ظلمت قبر، عذاب قبر، عذاب روح و در آن واویلای محشر تنهایشان نخواهم گذاشت. آنها در حساس‌ترین ایامی که نیاز به یاور داشتم، لبیک وفا سر دادند. من به اکبرم گفته‌ام که بدون آنها به بهشت نیاید. راستی بچه ها! اینجا همه با لباس خاکی هستند که خود امامفرمود: این لباس بیشتر به شما می‌آید. بچه‌ها در آن روزهایی که بی‌بی فاطمه‌یزهرا (س) دستهای بریده عباس و قنداق خونی علی‌اصغر را نزد خدا برایشفاعت می‌برد. ما هم که گرد وغباری از خاک شلمچه، مهران، فاطمیه، فکه، دهلران، چزابه، اروند، مجنون، کوشک و پاسگاه زید بر چهره‌هامان نشست و خونی را که هنگام شهادت بر بدن و لباس ‌هامان جاری شده بود، جمع کردیم و در آن لحظه‌ی حساس برایشفاعت شما به همراه آوردیم. شما مطمئن باشید که ما شما را فراموش نکردیم و نخواهیم کرد.

 

شهید مجتبی علمدار

نوع مطلب : :: دلنوشته ها ::
نوشته شده در پانزدهم آبان 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
شهید عباس محمدی
بسم ا... الرحمن الرحیم

ای انسان

تو چه قدر خودخواهی تو چه قدر

 عصیان گری مگر نمی دانی که این دنیا

بیش از سه ساعت نیست اول ساعتی که

گذشت در آن هر چه کشتی همان روید و همان خواهی

چید و بدان که پشیمانی سودی ندارد.»

دیگر ساعتی که در آن هستی و سومین ساعت ،ساعت آینده است.

که امید زیادی برای دیدن آن نیست. پس چرا ای انسان ،عصیان گری پیشه خود ساختی.

و نافرمانی خدای در پیش گرفتی و یک ساعت عمر خویش را که داری تباه می سازی زیرا که امید به زنده بودن در ساعت

آینده را نداری به خود آی ای انسان!غرور و خودخواهی -ریا و تزویر از خود دور کن

و یک ساعت فعلت را فدای آینده واهی که چندان هم امیدی به دیدن آن نیست مکن و در این ساعتت توشه ای برای آخرتت بردار.

زیرا اگر نجنبی دیر خواهد شد در یک لحظه می بینی دست مرگ خرخره ات را گرفته و آینده ای که بدان امید بستته بودی ساعت مرگ تو شده.

و رخصتی هم نمی دهند تا کارهای خلاف ساعت گذشته ات را جبران کنی.رهایی از مرگ،ناممکن است و حکم خددا تغییر ناپذیر

مرگ برای هر کس بیش از یک بار نیست چنان که تولد از مادر هم بیش از یک بار نیست.

قتل الانسان ما اکفره(سوره عبس آیه 17)

کشته باد انسان چه ناسپاس است.

                                                 توبه ام بپذیر این بار دگر

                                                تا ببندم بهر توبه صد کمر

                                            «شهید عباس محمدی از شهدای استان زنجان،شهادت:15/5/1366 عملیات نصر هفت»

                                                                                                    برگرفته از کتاب زیر غبار خاطره (1)[آب آتش پرواز(3)] 

نوع مطلب : :: دلنوشته ها ::
نوشته شده در پانزدهم آبان 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
وبلاگ ‌نویسی دفاع مقدس

گنجینه های دفاع مقدسمسابقات- مدیر سایت «گنجینه‌ها» که مجری برگزاری جشنواره سراسری وبلاگ‌نویسی دفاع مقدس در کرمان است، گفت: تاکنون ۳۳۶ وبلاگ‌نویس از سراسر کشور در این جشنواره شرکت کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، “مهدی ایران‌منش”، مدیر سایت «گنجینه‌ها» با اعلام این خبر بیان کرد: سایت گنجینه‌ها مجری برگزاری این جشنواره است و علاقه‌مندان برای ثبت‌نام در این جشنواره تا ۲۰ آبان‌ماه جاری فرصت دارند.

وی ادامه داد: جزئیات تمدید ۱۰ روزه زمان دریافت فرم تقاضای ثبت نام هنوز به دست ما نرسیده، اما احتمال تمدید وجود دارد.

ایران‌منش اضافه کرد: این جشنواره در دو بخش کلی «کشوری» و استان «کرمان» برگزار می‌شود و تا لحظه تنظیم این خبر، ۳۳۶ وبلاگ‌نویس از سراسر کشور و تعدادی نیز از سایر کشورها در این جشنواره ثبت نام کرده‌اند.‌

یادآوری می‌شود، این جشنواره با هدف تشویق وبلاگ‌نویسان به فعالیت در زمینه دفاع مقدس، معطوف کردن نگاه خوانندگان به وبلاگ‌های دفاع مقدس، رشد و آموزش فرهنگ دفاع مقدس در میان وبلاگ‌نویسان، حمایت از این‌گونه وبلاگ‌نویسان، ایجاد پیوند و نزدیک‌تر کردن هرچه بیشتر وبلاگ‌نویسان دفاع مقدس به یکدیگر و شناخت این‌گونه وبلاگ‌نویسان و معرفی آن‌ها طراحی شده است.

برای کسب اطلاعات بیش تر می توانید این جا را ببینید.

 

نوع مطلب : :: وبلاگ نیوز ::
نوشته شده در پانزدهم آبان 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
راه شهادت باز است
 

نمیتوان سخنی بر لب راند که باز جلوه حق بر وجه مقربان درگاهش افتاد. در حادثه تروریستی دیروز تلاش مذبوحانه معاندین نظام راه را برای برادران ملت، سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هموار کرد.

 

  • سردار شهید علی علویان - فرمانده تیپ دوم صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) سپاه ثارالله استان کرمان
  • سردار شهید حسین اسدی - مسئول روابط عمومی و تبلیغات قرارگاه قدس سپاه ثارالله استان کرمان
  • سردار شهید حسین مرادی - فرمانده قرارگاه تاکتیکی شهید فولادی سپاه ثارالله استان کرمان
  • سرگرد شهید هوشنگ کریمی - جمعی تیپ دوم صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) سپاه ثارالله استان کرمان
  • پاسدار شهید خسرو شمس الدینی -  جمعی تیپ دوم صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) سپاه ثارالله استان کرمان
  • پاسدار شهید هادی محمدی سلیمانی - جمعی تیپ دوم صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) سپاه ثارالله استان کرمان

 در باغ شهادت باز، باز است...

عروج ملکوتی سرداران سپاه اسلام را به پیشگاه امام عصر و مقام معظم رهبری تبریک و تسلیت عرض مینماییم.

منبع : مدیریت گنجینه ها

 

نوع مطلب :
نوشته شده در بیست و هفتم مهر 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
قالب زيباي شهيد
سلام

قالب شهید برای سیستم بلاگفا طراحی کردیم .

نمایه از قالب شهید :

نمايه قالب شهيد

 

 

براي دانلود كد قالب شهيد اینجا را کلیک کنید .

 

برای طراحی قالب اختصاصی از وب تخصصی شهید ۱۱۰ در نظرات اعلام کنید .

 

نوع مطلب : :: قالب مذهبی ::
نوشته شده در نهم مهر 1388 توسط امیرحسین مهدی پور | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
تبليغات